تبليغاتX
اشک نویس - چشم تو...
من تنها بدنیا آمدم تنها میمانم و تنها از دنیا خواهم رفت

تو كه ميگي همه دنيا سياهه

تو كه  ميگي تو رو خواستن گناهه

تو كه هر لحظه هر جا و هميشه

ميگي پاي تو موندن اشتباهه

تو كه ميگي چرا محو نگاتم

چرا هر لحظه دلتنگ صداتم

كنايه ميزني ميگي چرا من

هميشه بي قرار  خنده هاتم

يه بار از چشم من  جادوي چشماتو نگاه كن

بشين جاي من و چشماي زيباتو گاه كن

نگاه كن تا ببيني چي كشيدم

چه جوري شد كه به اينجا رسيدم

تماشا كن ببين و باورت شه

تو چشماي سياه تو چي ديدم

اگه خواستي بدوني اينكه قلبم

چرا يه لحظه آرامش نداره

چرا دستاي تنهام تو دنيا

بجز تو با كسي سازش نداره...

يه بار از چشم من جادوي چشماتو نگاه كن

بشين جاي من و چشماي زيباتو نگاه كن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط دختر خزونی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خدایا هر که در تنهاترین تنهايي ام ،تنهام گذاشت
به حق این تنهایی تنهايی ام ،تنهايش مذار
دختر خزونی .

نوشته های پیشین
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
پیوندها
ایستگاه
سایه ی تمدن
اشک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM